تبلیغات
دوست همه - جک
دوست همه
رضایت شما همیشه هدف مابوده واست وخواهدبود

بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه 3 خرداد 1390

10-تمساحه میره گدایی،‌میگه:‌به من بدبختِ مارمولك كمك كنید!!!

1-تركه مهم میشه زیرش خط میكشن، تو امتحان میاد!!!

18-از تركه میپرسن: چند تا بچه داری؟ 4 تا از انگشتاشو نشون میده، میگه: 3 تا!! ملت كف میكنن، میگن: بابا اینا كه 4تاست؟ تركه انگشت كوچیكشو نشون میده، میگه: این بچة همسایمونه، ولی همیشه خونة ماست!!!

33-از عربه نوار مغزی میگیرند، میبینند بیست دقیقه اولش خالیه!!!.

تركه كفترشو گم میكنه ، تو روزنامه آگهی میده: بیوه بیو!!

 

45-به تركه میگن: میدونی امام حسین كجا دفن شده؟ میگه: نه. میگن: كربلا. میگه: ای خوشا به سعادتش!!!

 

52-به تركه میگن یك معما بگو، میگه اون چیه كه زمستونا خونه رو گرم میكنه تابستونا بالای درختو؟! یارو هرچی فكر میكنه جوابشو پیدا نمیكنه، میگه: نمیدونم، حالا بگو چیه؟ تركه میگه بخاری! یارو كف می‌كنه، میگه: باباجان بخاری زمستونا خونه رو گرم میكنه ولی تابستونا چه جوری بالای درختو گرم می كنه؟ تركه میگه: بخاریِ خودمه دوست دارم بگذارمش بالای درخت!!!

64-

65-تركه میمیره، اون دنیا هر چی حساب میكنن، می‌بینن كارای خوب و بدش برابره. از خدا میپرسن چی كار كنیم؟ میگه: ببرین بهشت و جهنم رو بهش نشون بدین، خودش هر كدوم رو خواست انتخاب كنه. تركه میره میبینه تو بهشت یه چند تا آخوند نشستن دارن تسبیح میندازن و صلوات میفرستن. بعد میره جهنم میبینه، همه جا تاریكه، تو آسمون یك عالمه ستاره دارن حركت می‌كنن. میگه:‌ما اون دنیا كه همش پیش آخوندا بودیم، دیگه این دنیا حوصلشون رو نداریم!‌همین جهنم بهتره!! خلاصه میره جهنم. همین كه اساسش وتحویل میگیره و وارد جهنم میشه،‌یه دفعه یه ازدها میاد و…. تركه شاكی میشه میگه:‌خدایا اون وقت كه من جهنم رو دیدم اینجوری نبود! این چه وضعشه؟! خدا میگه:‌بنده نادان! اون وقت كه تو!!! اومدی،‌مدتی بود با بهشت وجهنم كار نكرده بودیم، رفته بود روی اسكرین سیور.( screen saver)

 

66-به تركه میگن خیلی آقایی. میگه: ما بیشتر!!!

69-تركه سربازیش تموم میشه، وقتی كارت پایان خدمتشو بهش میدن، نگاه میكنه میگه: ‌ای بابا، من كه ازینا چهارتا دارم!!!

73-تركه میره مشهد حرم امام رضا رو میبینه، میگه: امام رضا! قربونت برم! تو بااین همه طلا چرا هشتم شدی؟!!!

74-تركه میخواسته بره بهشت زهرا، ‌گل گیرش نمیاد كمپوت می‌بره!!!

 

75-تركه با كُت وزیر شلواری تو خونشون نشسته بوده. ازش می‌پرسند: واسه چی تو خونه كت پوشیدی؟ میگه: آخه شاید مهمون بیاد! میپرسن: پس چرا دیگه زیر شلواری پوشیدی؟! میگه: خوب شاید هم نیاد!!!

 

80-تركه كفترشو گم میكنه ، تو روزنامه آگهی میده: بیوه بیو!!

84-تركه میره تو خواربار فروشی میگه: نیم كیلو پنیر بدین، یارو بهش میگه: ببخشید، شما تركین‌؟ میگه: از كجا فهمیدین؟ میگه: از لهجتون. تركه با خودش میگه: من باید این لهجمو درست كنم. پا میشه میره خارج بعد از ده سال برمیگرده، میره همون جا میگه: آقا نیم كیلو پنیر بدین. یارو باز میگه: آقا شما تركین؟ میگه: اِاِا... از كجا فهمیدی؟ مگه من هنوز لهجه دارم. یارو میگه: نه، ولی آخه اینجا پنج ساله كه بانك شده!!!

 

85-تركه با پسرش رفته بوده دزدی، پاسبونه می‌بینتشون. دوتایی میزنند به چاك، پاسبونه هم می‌گذاره دنبالشون و داد میزنه: كره خر!‌واستا!! پسر تركه وامیسته میگه: بابا منو شناسایی كردن، تو برو!!!

93-تركه تو مانور شركت میكنه، اسیر میشه!!!

106-دو تا تركه دو تا گاو میخرن، ‌اولی به دومی میگه: حالا چی كار كنیم كه گاوامون با هم اشتباه نشن؟ دومی میگه: تو دست به گاوت نزن، من یه گوش گاومو میكنم. بعد از چند وقت، ‌گاو اولی هم گوشش گیر میكنه به یه جایی كنده میشه. ایندفعه ‌دومی میگه: تو دست به گاوت نزن من دم گاومو میكنم. از قضا بعد از چند وقت دم اون یكی گاوه هم كنده میشه. خلاصه هی اولی میزنه یه جای گاوشو ناقص میكنه، اون یكی گاوه هم همون بلا سرش میاد. آخر سر اولی شاكی میشه به دومی میگه: اصلاً سفیده مال من سیاهه مال تو!!!

109-تركه داشته خاطره تعریف میكرده، میگه: ما سال چهل و نه با دو نفر دعوامون شد، ‌البته سال چهل و نه دو نفر خیلی بود!!!

 

111-یه تركه و یه آمریكاییه و یه انگلیسیه داشتن تو یه كنفرانس علمی در باره پیشرفتهای علمی كشورشون صحبت میكردن. آمریكاییه میگه: ما یه موشك ساختیم كه دقیقا وسط ماه فرود میاد. میگن: دقیقا وسط ماه؟! میگه: نه، حدوداً یه وجب اینورتر. بعد انگلیسیه میاد میگه: ما یه سفینه فرستادیم وسط مریخ. میپرسن: درست وسطش؟ میگه: نه، تقریباً یه وجب اینورتر. نوبت تركه میرسه، هر چی فكر میكنه چیزی به نظرش نمیرسه، آخرسر میگه: ما تو كشورمون با چشمامون غذا میخوریم! همه ملت كف می‌كنن، میگن یعنی چی، مگه میشه؟ یعنی واقعا با چشماتون غذا میخورین؟! تركه میگه: نه، حدوداً یه وجب پایین تر!!!

117- تركه رفته بوده تماشای مسابقه دو و میدانی، وسط مسابقه از بغلیش میپرسه: ببخشید، اینا واسه چی دارن میدون؟! یارو میگه: برای اینكه به نفر اول جایزه میدن. تركه یوخده فكر میكنه، میپرسه: پس بقیشون واسه چی دارن میدون؟!

124- تركه سوار آسانسور میشه، میبینه نوشته‌: ظرفیت 12 نفر. باخودش میگه: عجب بدبختیه‌ها! حالا 11 نفر دیگه از كجا بیارم؟!

137-جرج بوش اعلام میكنه كه میخواد سه نقطه قم رو بزنه،یارو قمیه میگه: قم كه فقط دو تا نقطه داره، تركه میگه: گم كه نگطه نداره!!

142- تركه میره مسابقه بیست سوالی،  رفقاش از پشت‌صحنه بهش میرسونن كه: جواب برج ایفله،  فقط تو  زود نگو كه ضایع شه. خلاصه مسابقه شروع میشه، تركه میپرسه: تو جیب جا میگیره؟ میگن: نه. تركه میگه: …ها! پس حتماٌ برج ایفله!

150-تركه سرطان داشته، میره مشهد خودشو با قفل و زنجیر میبنده به پنجرة فولادی و كلید رو هم قورت میده، میگه: تا شفا نگیرم نمیرم! بعد یك ساعت خبر میرسه كه تو حرم بمب گذاشتن، تركه یك كم دست و پا میزنه، بعدِ یك مدت داد میزنه: یا حضرت ابولفضل منو از دست این امام رضا نجات بده!!!

155- به تركه میگن یه معما بگو،‌میگه: اون چیه كه درازه،‌زرده، موزه؟!

156- یه هواپیما تو قبرستون تبریز سقوط میكنه، فردا رادیو تبریز میگه: شب گذشته یك فروند هواپیمای توپولوف در حومة شهر تبریز سقوط كرده و  تا این لحظه 34513 جسد كشف شده! عملیات برای یافتن اجساد بقیه قربانیان همچنان ادامه دارد!

166- یارو میره تو یك قهوه‌خونه، به قهوه‌چی میگه: داش حال میكنی یك جك عربی بگم؟! قهوه‌چیه میگه: ببین ولك، من خودم عربم، این یارو هم كه كنار دستت نشسته هم عربه، درضمن قهرمان كشتیه. اونی كه رو میز سمت چپ نشسته هم عربه، درضمن معمولاٌ با خودش دو تا قمه داره. حالا هنوز میخوای جك عربی تعریف كنی؟! یارو میگه: نه والله، حوصله ندارم سه بار توضیح بدم چی شد!

167- سه تا تركه رفته بودن ایستگاه راه‌آهن، تا میرسن تو یهو قطار حركت میكنه، اینها هم میگذارن دنبال قطار حالا ندو كی بدو! خلاصه بعد از هزار بدبختی، یكیشون میرسه به قطار و میپره بالا و دستشو دراز میكنه دومی رو هم سوار میكنه، ولی سومی بندة خدا هرچی میدوه نمیرسه. خلاصه خسته و كوفته برمیگرده تو ایستگاه، یك بابایی بهش میگه: آقاجان چرا اینقدر خودتونو خسته كردید؟ قطار بعدی نیم ساعت دیگه حركت میكنه، وامیستادید با اون میرفتید. تركه نفس زنان میگه: ایلده منم نمیدونم! والله من فقط قرار بود برم، اون دوتا رفیقام اومده بودن بدرقم

172- تو اردبیل معلمه از شاگردش میپرسه: دو دو تا چند تا میشه؟ پسره میگه: شونزده تا! یارو شاكی میشه، میگه: همین خنگ بازیا رو در میارید كه ملت میگن تركا خرن! دو دو تا میشه چهارتا، دیگه اگه خیلی بشه، میشه هشت تا!

179- تركه میره مسابقة قرائت قرآن، شلوار ورزشی میپوشه!

189-از تركه میپرسن تعطیلات كجا رفتی؟ میگه واللا امام رضا طلبید رفتیم شمال!!

194- بابای تركه میمیره، مجلس ختمش رفیقای تركه همه میان بهش تسلیت میگن. تركه خیلی احساساتی میشه، میگه: به خدا خیلی زحمت كشیدین تشریف آوردین، ‌شرمنده كردین... ایشالله ختم پدرتون جبران می‌كنم!

198- از تركه میپرسن بنفش چه رنگیه؟ میگه: قرمز دیدی؟! آبیش!

202- تركه داشته رادیو پیام گوش میداده،‌گزارشگره میگفته: راه بهارستان به امام حسین بسته‌است، راه انقلاب هم به امام حسین بسته‌است... ‌تركه میگه:‌باشه بابا بستس كه بستس، دیگه چرا هی به امام حسین قسم میخوری؟!

203- تركه یه تیكه یَخو گرفته بوده بالا، ‌داشته خیلی متفكرانه بهش نگاه می‌كرده. رفیقش ازش میپرسه: چیرو نگاه میكنی؟ تركه میگه: ایلده ازش آب میچیكه ولی معلوم نیست كجاش سوراخه!

210- به تركه میگن چرا ترك شدی؟!‌میگه: ایلده جوون بودیم، ایمكانات كم بود، پیش اومد دیگه!‌میپرسن: پس چرا لر نشدی؟ میگه: نه بابا، دیگه اونقدرها هم ایمكانات كم نبود!

213- تركه می‌خواسته گردو بشكنه، گردو رو میگذاره زیر پاش، با آجر میزنه تو سرش!

217- تركه هر روز زنگ یك كلیسا رو می‌زده و در می‌رفته. آخر پدر روحانی شاكی میشه،‌یك روز پشت در كمین می‌كنه، تا تركه زنگ می‌زنه، ‌خرشو می‌گیره و می‌پرسه چیكار داری؟ تركه حول میشه،‌با تتپته میگه: ببخشید، ‌عیسی هست؟!

227- تركه دوتا دزد می‌گیره، زنگ می‌زنه به 220!

232- تركه از یكی میپرسه قبله كدوم طرفه؟! یارو نشونش میده، تركه میگه:‌باید خیلی برم؟!

236- تركه چراغ جادو پیدا میكنه، دست میكشه روش غولش در میاد میگه: ‌دو تا آرزو بكن. تركه میگه: یه نوشابه خنك میخوام كه هیچ وقت تموم نشه. غوله بهش میده، تركه یكم میخوره میگه: ‌به به! چقدر خنكه!  یكی دیگه هم بده!

237- تركه یه بسته هزار تومنی میشمره، 250 تومن كم میاره!

248- تركه زنگ میزنه 118، میگه: ببخشید شماره تلفن غضنفر رو دارین؟! یارو میگه: نه. تركه میگه: پس من میخونم یادداشت كنین!

249- تركه مجری مسابقه بیست سوالی میشه، یارو ازش میپرسه، جانداره؟ میگه: نه. میپرسه: تو جیب جا میشه؟ تركه كلی فكر میكنه، بعد میگه:‌تو جیب جا میشه اما اگه تو جیبت بریزی، جیبت ماستی میشه!

256- تركه سوار اتوبوس میشه، میره یك گوشه وامیسته. راننده بهش میگه: آقا این همه صندلی خالی، چرا نمیشینی؟ تركه میگه: حالا صبر كن، دو دقیقه دیگه همین یك ذره جا هم پیدا نمیشه!

262- به یك  تركه میگن: 2*2 چند می‌شه؟ میگه: 5 تا! می‌گن: برو بابا، 4 تا میشه! میگه: آخه من از یه راه دیگه رفتم!

282- تركه میفته تو جزیره آدم خورا، آدم خورا می‌گیرنش، رئیسشون میگه: اینا رو پوستشون رو میكنیم باهاش قایق درست میكنیم. تركه هم یه چاقو ور میداره می‌گذاره رو شكمش، میگه: جلو نیاید وگرنه ‌قایقتونو سوراخ میكنم!

286- تركه تو مسابقه بیست سوالی شركت میكنه، قبلش بهش میگن جواب بیسكویته، ولی تو همون اول نگو، اولش یه چند تا سوال كن كه ضایع نشه. تركه میگه باشه و میره تو مسابقه، میپرسه: آقا، یك كویته؟! یارو میگه: نه. میگه: دوكویته؟ همینجوری میگه تا میرسه به نوزده كویت! یارو میگه: من یه راهنمایی بهتون میكنم، با چایی هم میخورنش. تركه میگه: آاااهان پس بگو، ‌قنده؟!

287- تركه میره امام رضا احساساتی میشه میگه:‌امام علی قربون لب تشنت برم پس كی ظهور میكنی؟!

323- یه یارو میره زیر غلطك، تركه میره خبر مرگش رو به خانوادش بده. میره در خونشون به پسر یارو میگه: بابات چه جوری بود؟ میگه: دراز وباریك. تركه میگه: حالا دیگه صاف وپهنه!

324-تركه مجرم بوده، محكوم به اعدام میشه، میگه: آخه چرا میخوایید منو اعدام كنید؟ میگن: برا اینكه بقیه درس عبرت بگیرن،تركه میگه: نمیشه بقیه رو اعدام كنین تا من درس عبرت بگیرم؟!

335- تركه رو میكنن رئیس صدا و سیما، بعد از دو روز بر كنارش میكنن. رفیقاش ازش می‌پرسند: چی شد؟  میگه: هیچی فقط وسط اذون آگهی پخش كردیم!

339- به تركه میگن خر بهتره یا گاو میگه: گاو. میگن چرا؟ میگه:‌آخه آدم خوب نیست از خودش تعریف كنه!

346- تركه میره كتابفروشی میگه: آقا كتاب تركها آدم میشوند رو دارین!؟ یارو میگه: نه آقا ما كتاب تخیلی نداریم!

347- تركه شاكی میشه، میگه: آخه چقدر  میگن تركها خرن؟! اصلاً من میرم زیر اقیانوس زندگی میكنم، دیگه از روی زمین خسته شدم! خلاصه لوازم قواصی رو جور میكنه و میره زیر اقیانوس. هنوز پنج دقیقه نگذشته بوده كه یه دفعه یه كوسه میاد بهش میگه: ببخشید، شما تركید؟! تركه خیلی شاكی میشه، میگه: آخه لامصب! تو از كجا فهمیدی؟!  كوسهه میگه: آخه فقط تركها كپسول گاز به خودشون میبندن میان زیر آب!

348- یك بابایی رو می‌خواستند تو آذربایجان اعدام كنند.  بهش می‌گند: ‌چون تو اینجا غریبه هستی و مهمان ما به حساب میای، ما بهت یك تخفیف میدیم، تو حق داری نوع مرگت رو انتخاب كنی.  یارو هم اتاق گاز رو انتخاب میكنه.  خلاصه میگیرند میبرنش تو یه اتاقی، یارو نگاه میكنه میبینه اتاقه سقف نداره! می‌زنده زیر خنده، میگه: هِهِه! اتاق گاز تركا رو ببین!  تركا بهش میگن:‌بخند! ‌وقتی كپسولای گاز افتادند رو سرت، اونوقت می‌فهمی!

349- تركه و اصفهانیه و قزوینیه رو میخواستن اعدام كنند. به اصفهانیه میگن: چه جور میخوای اعدامت كنیم؟ میگه: با چوبه دار. میان اعدامش كنن یه دفعه طناب دار پاره میشه. قانون اعدام هم این بوده كه اگه طناب پاره شه دیگه یارو بخشیده میشده. خلاصه ولش می‌كنند بره پی كارش. بعد میرسن به قزوینیه. بهش میگن تو رو با چی اعدام كنیم؟ میگه با گیوتین. اینم تا میان اعدام كنن یه دفعه وسط راه گیوتین گیر میكنه و پایین نمیاد. خلاصه  قزوینیه هم بخشیده میشه. نوبت تركه میشه، ‌بهش میگن: تو دوست داری چطوری اعدام شی؟ میگه: والله طناب دارتون كه پاره میشه، گیتینتون هم كه خرابه،‌مارو تیربارون كنین!

361-یارو یه سیاهپوست را دید و بهش گفت: آقا ببخشین، شما شب هستین؟ سیاهپوسته هم یك چك آبدار زد توی گوشش. یارو با خودش گفت: عجب شب بدی بودها!

367- آبادانیه میرسه به رفیقش، میگه: كاكا شنیدی آبادان 12 ریشتر  زلزله اومده؟! رفیقش میگه: ای بابا، یعنی آبادان با خاك یكسان شده؟ آبادانیه میگه: په! چی میگی كاكا! مگه بچه‌ها گذاشتن!؟

383- به تركه میگن شما آشغالاتون رو تو چی میریزید؟ میگه لای نون! میگن لای نون؟ میگه نمیدونم لای نون یا نای لون!

399- تركه ادعای پیغمبری میكرده، ملت بهش میگن:  بابا پیغمبری همین ریختی الكی كه نیست... پیغمبرا معجزه

 دارن، كتاب دارن.. تو اصلاٌ كتابت كو؟  تركه یكم فكر میكنه، میگه: ایلده كتابا هنوز چاپ نشده، فعلاٌ جزوه میگم بنویسید!

401- تركه می‌ره انگلیس. صبح پاشد با زنش رفت بیرون توی خیابون. یه مرده از كنارشون رد شد و گفت: «گود مورنینگ سر». تركه جواد داد: «سر مورنینگ گود»! زن تركه پرسید اوا آقا جعفر چی شد؟ تركه گفت هیچی! این یارو انگلیسیه گفت: «سلام علیكم» و منم بهش گفتم: «علیكم سلام»!

540- یه فارسه از تركه می پرسه :راسته كه تركا به خر میگن داداش؟ تركه میگه: آره داداش!

596-به تركه میگن شما به كرگدن چی میگید؟تركه میگه ما غلط بكنیم به كرگدن چیزی بگیم!!

646- تركه تو مسابقه دو دوپینگ میكنه،‌ازقضا آخر میشه! رفقاش میپرسن: بابا چرا آخر شدی؟‌میگه: آخه نمیخواستم بهم مشكوك بشن!

720-تركه میره تو آسانسور بلد نبوده چطوری كار میكنه،منتظر میشه،تا اینكه یه نفر میاد دكمه رو میزنه و آسانسور حركت میكنه، تركه خوشحال میشه و میگه: سلامتی آقای راننده صلوات!!

757- یارو میره دیوونه خونه میبینه همه تو صف واستادن دارن یكی‌یكی تو یه سوراخه نگاه میكنن بعد دوباره میرن ته صف وامیسن. یارو كنجكاو می‌شه ببینه تو سوراخه چه خبره، خودش هم میره تو صف وامیسه و تو سوراخه رو نگاه میكنه هیچی نمیبینه، یه بار دیگه تو صف وامیسه بازم هیچی نمیبینه،‌از یكی میپرسه: شما چی رو نگاه میكنین؟ من كه هر چی نگاه میكنم هیچی نمیبینم. یارو بهش میگه: برو بابا دلت خوشه! ما دو ساله داریم این تو رو نگاه میكنیم هنوز هیچی نمیبینیم، تو میخوای با دو بار نگاه كردن چیزی ببینی؟!

787- تركه سر مرز یه عراقیه رو اسیر میگیره. همینجور كه داشته میبردتش، یه دفعه یه خمپاره میخوره بغلشون دست عراقیه كنده میشه. عراقیه میگه: بگذار من این دستمو بندازم تو كشور خودم. تركه دلش می‌سوزه، میگه باشه. یكم دیگه میرن، دوباره یه خمپاره میخوره اون یكی دست عراقیه هم كنده میشه. باز عراقیه میگه بگذار من این دستم رو هم بندازم تو وطن خودم، تركه هم میگه باشه. بعد یه تركش دیگه میخوره پای عراقیه هم كنده میشه، ورش میداره میندازه اونور مرز. یه دفعه تركه تفنگ رو میذاره روشقیقه یارو میگه: هوی! فكر نكن من تركم نمیفهمم، كم‌كم داری فرار میكنی‌ها!

837-یارو میره مغازه میگه: آقا این تلویزیونتون چنده ؟طرف  میگه : مابه تركا تلوزیون نمی فروشیم . تركه میگه : جون من بگو از كجا فهمیدی من تركم ؟ یارو میگه : آخه این آكواریومه!!

848- تركا میان یه شعر بسازن كه فارسا رو مسخره كنن، میگن: تركا گل پسرن فارسا ترك خرن!

963- به لره میگن: با بید جمله بساز. میگه: در خانه ما یك بید بید! میگن: اون بید نیست، بوده. میگه: آهان باشه، در خانه ما یك بود بید!

976- به تركه میگن: با حیدر جمله بساز، میگه: اومدم در خونتون هی در زدم، هی در زدم، هیچكی درو باز نكرد. بهش میگن: نه بابا، با آقا حیدر جمله بساز، میگه:‌اومدم  در خونتون، آقا! هی در زدم، هی در زدم، هیچكی در رو باز نكرد!

977- به تركه میگن با خرچنگ جمله بساز، میگه:‌كره خر چنگ نزن!

1001-دانش آموزه سركلاس میره با قوانین ریاضی ثابت كنه تركا خرن، میگه قبول دارین بادكنك كه بخرین آخرش می تركه . همه میگن : بعله . بعدش می نویسه :بادكنك خریدن = بادكنك تركیدن . بعدش بادكنك رو از طرفین ساده میكنه میشه : خریدن = تركیدن . بعدش دو طرف مساوی رو منهای “یدن” میكنه میشه : ترك = خر



ارسال توسط امید قادری
آرشیو مطالب
نظر سنجی
ضعف وبلاگ من به نظر شماچه بوده است؟






پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

شارژ ایرانسل

دانلود

دانلود

قالب وبلاگ

اخبار سینما

خرید پستی

شادشاپ

فروشگاه اینترنتی ایران آرنا